الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

44

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

پس از ضرب و شتم و اجبار تن به بيعت دادند . ابن ابى الحديد از براء بن عازب نقل مىكند : من همواره بنى هاشم را دوست مىداشتم تا آنكه رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود . ترسيدم كه قريش بخواهد زمام امور را از دست آنان خارج سازد . . . ايستاده بودم كه ناگاه ديدم ابو بكر و عمر و ابو عبيده به همراه جمعى ديگر از اهل سقيفه پيدا شدند در حالى كه پيراهنهاى صنعانى بر تن داشتند . به هر كس كه برخورد مىكردند او را مىگرفتند و جلوى ابو بكر مىآوردند و دستش را مىكشيدند و به دست ابو بكر مىماليدند و بدين ترتيب چه بخواهد و چه نخواهد با ابو بكر بيعت مىكرد . و نمونه‌هاى ديگرى از اين قبيل كه نشانگر آن است كه بيعت با ابو بكر از طريق زور و فشار صورت گرفت و درست به همين دليل بود كه دفن پيامبر را سه روز عقب انداختند . حال با وجود چنين شرايطى ، آيا درست است كه مسلمانى ادّعا كند بيعت با ابو بكر اجماعى است و با جزم و قاطعيت چنين سخنى را مطرح كند ، به گونه اى كه فكر كند مىتوان اين سخن را در دادگاه عدل الهى مورد استناد قرار داد ؟ بعلاوه ، استناد به اجماع به دو شرط قابل قبول است : شرط نخست ، توجه نكردن به مخالفت تعدادى اندك در صورتى كه اكثريت ، اتفاق نظر داشته باشند . و حال آنكه اين شرط قابل قبول نيست ؛ زيرا اكثريت را در واقع نمىتوان اجماع به حساب آورد و هيچ دليلى هم بر حجّيت نظر اكثريت وجود ندارد ؛ زيرا در آن صورت اهل سنّت بايد عزل عثمان را از خلافت بپذيرند ؛ چرا كه اكثر اهل حلّ و عقد با عزل او موافق بودند امّا او به دليل خوددارى از كناره گيرى كشته شد . و شرط دوّم موضوعى است كه ابن ابى حديد بدان اشاره كرده : اصحاب ما ، اجماع مردم را به عنوان دليل مخالفت ابو بكر ذكر مىكنند . اما اعتراض طرف مقابل مبنى بر اينكه سعد و فرزندانش با اين بيعت مخالف بودند ، اعتراض بجايى است . اصحاب ما نيز در مقابل اين اعتراض نگفته‌اند كه اين افراد ، اندك بوده‌اند و ما به مخالفت آنها اهميت نمىدهيم و ميزان ، نظر